دپ هون| عاشقانه|متن عاشقانه|پست عاشقانه|depheaven

دپ هون,هون دپ, سیک هون,عاشقانه,پست عاشقانه,متن عاشقانه,depheaven

۴۷ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

من که قلب فرسوده دارم

به یاد تو هستم

کاش خداحافظی نمی‌کردی و می‌رفتی

من عمری خداحافظی تو را به یاد داشتم...

پاییز پشت پنجره

استوار ایستاده است

مرا نظاره می‌کند

که چرا من

هنوز جهان را ترک نکرده‌ام

من که قلب فرسوده دارم

من که باید با قلب فرسوده

کم کم تو را فراموش کنم

۳۰ آذر ۹۶ ، ۱۸:۲۹ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

یلدا

یلدا شب نشینی ساده و دوره همی دیرینه ی از یاد رفته ی ماست که با گذشت زمان غباری از فراموشی به رویش نشست و رفته رفته با دوری هم پیمان شد.

یلدا فرصتی ست برای دوباره درکنارهم بودن، برای باهم لبخند زدن و باهم سفرکردن به فراسوی خاطرات.حساب و کتاب تقویم ها را باید جدا کرد از تمام آنچه زندگی در واقعیت نشانمان میدهد درواقع درازترین شب،با حضورِ ماست که رسمیت می یابد واِلّا در زندگی هریک از ما روزها و شب هایی یافت میشود که با یک تلنگر، یک حادثه همراه با بغض هایی کش دار به طولاترین شب ها مبدل شده است،شب هایی بلندتر از یلدا که ثانیه به ثانیه اش در هیچ تقویم و کتابی ثبت نشد.بیا جور دیگری نگاه کنیم کمی مهربان تر و با تعبیری خالصانه و درخور،مثل اینکه یلدا نام دیگر عشق است همانقدر پرشور، گرم و دلسوز که دراین میان کوتاهی فرصت هایمان را برایمان یادآور میشود تا با آغوشی پُر از محبت به پیشواز زمستان برویم. . .

۲۹ آذر ۹۶ ، ۲۳:۲۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

تو میتونی :(

‏ادمایی که میگن تو نمیتونی دقیقا ادمایی هستن ک میترسن تو بتونی...!

۲۸ آذر ۹۶ ، ۰۹:۱۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

نابودم

حرفا اگه گفته نشه از درون نابودت میکنه 

۲۸ آذر ۹۶ ، ۰۱:۱۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

شب حزین

شب حزین و مه غمین و ره دراز 
چه سخت مسیریست بدون تو
۲۳ آذر ۹۶ ، ۲۱:۴۳ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

ارزوی خوشبختی

ارزوی خوشبختی میکنه برات وقتی میدونه بدون اون خوشبخت نمیشی و زندگیت به فناست

۲۲ آذر ۹۶ ، ۲۱:۲۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

ادم معمولی :)

یکجوری بود که نمیشد دوستش نداشته باشم

رفتارش خیلی دلنشین بود،خنده هایش قند تو دلم آب میکرد

شوخی هایش را که نگو!

آخ از نگاهش! مثل آن نگاه را هیچ جایی ندیده بودم 

به نظرم می آمد همه عاشقش هستند..

با خودم می گفتم مگر میشود کسی تو دنیا باشد که دوستش نداشته باشد؟

کسی هست که از شوخی هایش از ته دل نخندد؟

کسی هست که نخواهد ساعتها چشم به چهره اش بدوزد؟

اصلا این صورت دلنشین را مگر میشود نخواست؟

صدایش که بهترین موزیک دنیا بود.

آهنگی که در بدترین وضعیت هم اگر می شنیدم امکان نداشت حالم را خوب نکند.

به همه حسادت میکردم، به همه ی آدم هایی که وقتی نبودم از کنارش رد می شدند 

تمام کسانی که حتی یک کلمه با او حرف می زدند..

گاه و بی گاه نفرین میکردم کسی را که او را تنها می بیند و من کنارش نیستم..


روزی رسید که ترکم کرد و مسیر زندگی مان از هم جدا شد.

بعد از مدتها که عکسش را دیدم ، فهمیدم اصلا هم زیبا نیست

رفتارش هم اصلا دلنشین نیست، شوخی هایش اصلا خنده دار نیست، و آدم هایی که کنارش هستند هیچ هم آدم های خوشبختی نیستند!

چرا باید از حضور یک آدم معمولی خوشحال باشند و بخواهند ساعتها بهش خیره شوند؟

فاصله ی او از یک آدم   "خاص" تا یک آدم "معمولی" فقط دوست داشتن من بود..

او معمولی شده بود، چون من دیگر "دوستش نداشتم"..

۲۰ آذر ۹۶ ، ۰۱:۳۰ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

مهم نیست

‏بعد ازینکه یکو تا سر حد مرگ دوس داشتی که دوستت نداشته و نخواستت،دیگه برات اهمیتی نخواهد داشت بقیه دوستت دارن یا نه!


۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۸:۳۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

خودخواهی

‏خودخواهی فقط اون لحظه که از کنار آدمایی دوسمون دارن به راحتی رد میشیم بدون اینکه برگردیم و نگاه کنیم چه بلایی سرشون اوردیم

۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۶:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

به جز حضور تو

‏به جز حضور تو ،

‏هیچ چیزِ این جهانِ بیکرانه را

‏جدی نگرفتم ... حتی عشق را !  

‏⁧

۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۳:۲۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

#آنا_گاوالدا از کتاب: زندگی بهتر

خیلی گریه کردم. برای همه چیز گریه کردم. برای تمام چیزهایی که در خودم دوست نداشتم، برای حماقت‌های ناخودآگاهی که مرتکب شده بودم و تمام چیزهایی که وقتی عقل رس شده بودم فکر می‌کردم هرگز گم نمی شوند. از میدان اتوآل تا میدان کلیشی اشک ریختم. در تمام پاریس اشک ریختم و برای تمام زندگی‌ام گریه کردم...

#آنا_گاوالدا 

از کتاب: زندگی بهتر

۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۱:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

خیلی بده خب :(

‏خیلی بده با تموم وجود بخوای کنار یکی باشی ولی احساس کنی براش اضافی هستی

۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۱:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

خودمم و خودم

‏دیشب تا صبح صد دفعه توی خودم شکستم ولی تهش دیدم خودمم و خودم، هیشکی نیست که بتونه ذره از دردهام کم کنه. دیشب تا صبح صد دفعه خودم رو توی خیالم کشتم ولی تهش هر بار دیدم زنده ام، البته که دیگه فکر نکنم هیچوقت آدمی که تا دیروز بودم بشم.

۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۱:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

جفت روحی شما کیست؟ (قسمت دوم)


جفت روحی شما بهترین عشق و ایده آل واقعی شماست و اگر شما با هم باشید بهترین زندگی را به دست خواهید آورید. زیرا وقتی شما با هم هستید از هر جهت همیشه شاد و خوش و مسرور خواهید بود و عشق شما روز به روز بیشتر می شود


چگونه جفت روحی خود را پیدا کنیم؟

به ضمیر ناخود آگاه خود این پیام را عمیقا می فرستیم که (من می خواهم جفت روحی واقعی خود را در زمان مناسبش پیدا کنم و همیشه با او باشم... خدا یار و یاور من در این جذب است)


زمان مناسب:

زمان باید؛ زمان مناسب خودش باشد چون در غیر این صورت یا شما و یا او جنبه این عشق را ندارید و ممکن است راهتان از هم جدا شود. ضمیر ناخود آگاه از شعور جهانی به اذن خداوند این شخص را پیدا می کند. سپس #قانون_جذب دست به کار می شود و با حصول شرایط جذب؛ شما را به هم میرساند

 

می پرسید آیا ممکن هست شخص ایده آل من وجود داشته باشد؟

بله هر فرد به عنوان یک پیشامد تلقی می شود...

جمعیت جهان تقریبا 6 میلیارد نفر است و حتما یک نفر جفت روحی شماست


تصور کنید: انگار همه افراد با جنس مخالف شما را به صف کرده اند و یکی یکی از جلوی شما عبور می کنند و همه صفات آنها را می بینی. بالاخره از این میلیارد ها نفر؛ یک نفر هست که شما او را ایده آل بدانید.

از لحاظ علم احتمال می توانیم بگوییم این احتمال نزدیک به 1 است یعنی 100%.


حال این که این شخص کجاست و چگونه شما با هم برخورد می کنید را می سپاریم به معجزات قانون جذب . ولی قطعا اگر هم جهت با کائنات باشید به او می رسید


در پارت بعد به مسئله کنونی شما می پردازیم:

کسی هست که او را دوست داری ... این شخص ممکن است جفت روحی ای باشد که زمانی او را می خواستید پیدا کنید و اکنون او آمده است . از طرف دیگر هم ممکن است او نباشد. شما باید از هوشیاری باطن و الوهیت درون بخواهید با شما نجوا کند و بگوید آیا او همان جفت روحی شماست؟


⏬ ادامه دارد...


#جفت_روحی

۱۸ آذر ۹۶ ، ۲۱:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

دور نشین الهی از هم ...

وقتی دوریم!

همه چیز یجور دیگست!

نمیشه رفت تا دمِ درِ خونش ، دیدش و برگشت...

نمیشه قرارِ صبحونه فردا رو گذاشت!

نمیشه گفت : فردا میایی بریم تا بازار!

نمیشه رفت ...

نمیشه!

وقتی دوریم، به چیزای معمولی دیگه اونقدر رویایی میشن که یهو فکر می کنی وقتی نزدیک بود خیلی خوب بود! معمولی نبود


۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۹:۴۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

جفت روحی شما کیست؟ (قسمت اول)


بسیار زیادند افرادی که علاقه ای بی تکلف به محبوب خود دارند؛ اما برای دستیابی به او نمی دانند چه کنند. حرف دل خیلی هاست رسیدن به محبوب... (که البته توسط خود آگاه آنها انتخاب شده است).

گفتم خود آگاه و تاکید کردم چون:

شما او را دیده اید (خود آگاه) و به او دل دادید کاری نداریم بر اساس شناخت هست یا علاقه ظاهری. یا دلایل پیچیده روان شناسی مثل: شباهت به پدر یا مادر شما و یا...) به هر حال علاقه مند او شده اید. اکنون می خواهید او نیز متقاعد شود


سوال اول من از شما این است: (آیا این شخص دقیقا همان کسی است که شما می خواهید؟) احتمالا می گویی: بله


اما من می گویم: شاید نه


چیکار باید بکنی...؟

۱- باید جفت روحی واقعی خود را پیدا کنی...

۲- با قانون جذب و توکل بر خدا همه چیز را عالی پیش ببری


 ادامه دارد...


#جفت_روحی

۱۷ آذر ۹۶ ، ۲۲:۳۲ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

بهومیل هرابال

باورت بشود یا نه، 

روزی می‌رسد 

که دلت برای هیچ کس به اندازه من، 

تنگ نخواهد شد. 

برای نگاه کردنم، 

خندیدنم و حتــی اذیت کردنم! 

برای تمامِ لحظاتى که در کنارم داشتی،

روزی خواهد رسید که 

در حسرتِ تکرار دوباره من خواهی بود.

می‌دانم روزی که نباشم هیچکس، 

تکرارِ من نخواهد شد...! 


۱۷ آذر ۹۶ ، ۱۹:۴۳ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

جمعه های بعد از تو

جمعه های بعد از تو آغشته به ترس و تنهایی بود بی آنکه بخواهم هربار هر غروبش مرا به یاد تو می انداخت و به دستی که می توانست سایبانم باشد.جمعه های بعد از تو تنها جمعه نبود،انبوهی از آرزوها را بهمراه داشت که تمامش به بودن و ماندنت ختم میشد. . .

۱۷ آذر ۹۶ ، ۱۸:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

ادم های خوب

تعداد آدم‌هایی که من واقعاً دوست‌شان داشته باشم زیاد نیست، 
تعداد کسانی که نظر خوبی درباره‌شان دارم از آن هم کمتر است. 
من هرچه بیشتر دنیا را می‌شناسم 
از آن ناراضی‌تر می‌شوم‌. 
هر روز که می‌گذرد بیشتر معتقد می‌شوم آدم‌ها، 
شخصیت ناپایداری دارند و نمی‌شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد.
۱۶ آذر ۹۶ ، ۱۴:۲۸ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق

امان ...

اگر گریه امان میداد برای بار هزار و یکم،باز هم برایت میگفتم:تمام آنچه از تو می خواستم این بود که خودت را برسانی به دلتنگی هایی که همیشه همچون سایه ای دوش به دوش تمام راه را با من قدم میزد. همین که نبودنت بسانِ رغیبی می ماند که از بودنت پیشی میگرفت سخت ترین عذاب دل به حساب می آمد. تمام آنچه از تو می خواستم این بود که بمانی،بایستی تا درکنار هم،خستگی بیراهه های این زندگی را از تن برون کنیم.خواستم برات بگویم از دوست داشتنی که در تمام رگ و استخوان هایم نفوذ کرده بود و من گیجِ بودن و نبودنت نمیدانستم باید به کدامین سمت دلم راهی شوم.افسوس که تنها سِلاح،برای تحمل فشارِ یکباره از نبودن تو گریه بود و گریه.

۱۶ آذر ۹۶ ، ۰۱:۲۸ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
نویسنده ی عشق